صبورى / ناصح / ظهير
ديباچهء مصحح 41
شجرة الملوك ( تاريخ منظوم سيستان ) ( فارسى )
شادمانى از چند ديدگاه قابل بررسى است . نخست اينكه سرانجام متن نسخهء خطّى كه آن افسر انگليسى در اواخر قرن نوزدهم آن را در سيستان ديده بود و پس از آن ديگر هيچ نشانى از آن در دست نبود ، اينك به دليل توجّه و اعتناى دكتر اصغر مهدوى در گنجينهء آن خاندان نگهدارى مىشود و بنابراين دغدغه و نگرانى از اينكه مبادا اين نسخهء خطّى به خارج از كشور برده شده باشد ، موردى نخواهد داشت . بنابراين ، اينك امكان آن فراهم آمده است تا اين متن مهمّ كه افزون بر ارزش فرهنگى آن ، گوياى بخشى از تاريخ ايران در منطقهء سيستان است ، نشر يابد و در دسترس پژوهشگران قرار گيرد . دليل ديگر اهميّت اين متن اين است كه من طىّ چندين مقاله و اظهارنظر ، نظريّهاى را دربارهء وجود نوعى سنّت تاريخنويسى نزد ملوك نيمروز در سيستان مطرح كرده بودم . اين نظريّه براساس وجود چندين متن مشهور طرح شده بود كه از شگفتىهاى سيستان در ايران پيش از اسلام آغاز مىشود و سپس با تأليف متن تاريخ سيستان در سالهاى 425 و 725 و سرانجام با متن مهمّ احياء الملوك كه نويسنده آن خود عضوى از خاندان ملوك سيستان بود ، به اوج خود رسيد . « 1 » به نظر مىرسد در نزد ملوك نيمروز پرداختن به فرهنگ و توجّه به جنبههاى تمدنى زندگانى اجتماعى اهميّتى ويژه داشته است و شايد آنچه دربارهء احياء فرهنگى و ادبى ايران در عهد صفّاريان تاكنون گفته شده برجستهترين نمودار اين توجّه مىتواند باشد . آنچه مؤلفان گمنام تاريخ سيستان كه احتمالا وابسته به دربار ملوك نيمروز بودهاند ، دربارهء توجّه به فرهنگ در سيستان نوشتهاند مؤيّد اين نظريّه بوده است . به ويژه ، نمايندهء برجستهء تاريخنويسى ملوك ، يعنى ملك شاه حسين سيستانى ، بر امور فرهنگى ، وجود انجمنها و حلقههاى ادبى در دربار ملوك نيمروز در
--> ( 1 ) . دربارهء اين نظريّه و دلايل طرح آن نگاه كنيد به : منصور صفتگل « پژوهشى دربارهء سيستانشناسى مورّخان ايرانى از فرمانروايى صفويان تا برآمدن قاجاران ( با تأكيد بر سنّت تاريخنويسى محلّى ملوك نيمروز در عصر صفوى ) در : كتاب ماه تاريخ و جغرافيا ويژه تاريخهاى محلّى ( 1 ) ، سال چهارم ، شماره هشتم و نهم ، خرداد و تير 1380 ، صص 52 - 62 ؛ محمّد شفيع طهرانى « وارد » ، مرآت واردات ( تاريخ سقوط صفويان ، پيامدهاى آن و فرمانروايى ملك محمود سيستانى ) مقدّمه ، تصحيح و تعليقات منصور صفتگل ، نشر ميراث مكتوب ، تهران 1383 ، صص 31 - 54 .